01 تیر 1399

سندروم متقاطع فوقانی (Upper Cross Syndrome)

 

سندروم متقاطع فوقانی عارضه ای ناشی از عدم تعادل عضلانی است که غالباً خود را به صورت درد مزمن در ناحیه گردن وستون فقرات سینه ای نمایان می کند و در گذشته کمتر به آن توجه می شده است. چنانچه عدم تعادل عضلانی ابتدا در عضلات کمربند شانه ای و ناحیه گردن رخ دهد و بیشتر در این مناطق مشاهده شود، به آن سندروم متقاطع فوقانی یا شانه ای گفته می شود.

 

مشخصات این عارضه، کوتاهی و سفتی عضلات ذوزنقه فوقانی، گوشه ای، سینه ای بزرگ و کوچک و جناغی- چنبری- پستانی و ضعف و کشیدگی خم کننده های عمقی گردن و ثابت کننده های تحتانی کتف مثل ذوزنقه نحتانی، متوازی الاضلاع و دندانه ای قدامی است که به علت شکل قرار گیری ضربدری عضلات کوتاه شده با عضلات کشیده شده، به آن سندروم متقاطع فوقانی گفته میشود.

 

این الگوی عدم تعادل عضلانی به تغییرات خاصی در پوسچر و حرکات فرد منجر می شود در این حالت در وضعیت ایستاده دور شدن بالا رفتن و چرخش بالایی کتفها و تا حدودی بالی شدن آنها، سر به جلو وکیفوز پشتی افزایش یافته مشاهده می شود. این تغییرات در وضعیت بدنی به مفاصل گردنی و پشتی فشار بیشتری وارد می کند. علاوه بر آن ثبات کمربند شانه را با تغییر در زوایای مفصل شانه و در نتیجه الگوهای حرکتی اندام فوقانی کاهش می دهد.

 

نشانه ها و عوارض

 

  1. الگوی تنفسی (تنفس دهانی) و درد در هنگام تنفس عمیق
  2. مشکلات بلع غذا
  3. عدم توانایی تولید مناسب صدا و تغییر تدریجی صدا به علت وضعیت نامناسب قفسه سینه
  4. سردردهای مزمن با منشأ گردنی
  5. افزایش فشار روی مفصل فکی-گیجگاهی و دیگر مفاصل
  6. استرین و درد مزمن در عضلات کشیده شده
  7. استرین حاد حین فعالیتهای ناگهانی در عضلات کوتاه شده
  8. افزایش قوس ناحیه کیفوز
  9. شانه های گرد شده ومتمایل به جلو

 

سندروم متقاطع تحتانی

 

 

این سندروم با سفتی و کوتاهی عضلات فلکسور ران (سوئز خاصره) و عضلات خلفی باز کننده ستون فقرات و ضعف عضلات شکمی و سرینی بزرگ مشخص می گردد.

 

نشانه ها و عوارض

 

  1. افزایش تیلت قدامی لگن،
  2. افزایش لودوز کمری،
  3. کوتاهی عضلات همسترینگ،
  4. به وجود آمدن عدم تعادل عضلانی ناحیه کمری-لگنی.

 

سندروم لابر


این سندروم ترکیبی از سندرومهای متقاطع فوقانی و تحتانی است که به علت اختلال در فعالیتهای تنظیمی سیستم عصبی مرکزی ایجاد می شود و با ضعف الگوهای حرکتی همراه است. در این سندروم معمولاً کوتاهی و سفت شدگی عضلات دوقلو و نعلی، همسترینگ، بازکننده ستون فقرات قسمت ناحیه توراکولومبار و گردن، ذوزنقه فوقانی و بالا برنده کتف و ضعف عضلات سرینی بزرگ، صاف کننده ستون فقرات ناحیه خاجی- کمری و ذوزنقه تحتانی ایجاد می شود.

 

مطالعه اختلالات عضلانی – اسکلتی و تجویز برنامه اصلاحی و درمانی به دیدگاه علمی وپایه محققان آن بستگی دارد. در دیدگاههای اخیر، بدن زنجیره ای پیوسته است که از یکدیگر تأثیر می پذیرد و لذا در شناسایی و تجویز برنامه باید به آن توجه کرد. از این رو می توان به دو دیدگاه ساختاری وعملکردی در حرکت درمانی اشاره کرد. در دیدگاه ساختاری، پاتولوژی ساختار استاتیک موضع بررسی می شود و تشخیص عامل عمدتاً بر مبنای ارزیابی موضعی و انجام آزمایشاتی مثل ام آر آی، ایکس – ری و سی تی اسکن صورت می گیرد. در دیدگاه عملکردی، عملکرد تمام سیستمهای بدن در کنار یکدیگر بیان می شود.

 

جاندا بر همکاری و وابستگی متقابل دو سیستم عضلانی – اسکلتی و عصبی مرکزی تأکید داشته است و بیان می دارد که عملکرد این دو سیستم آناتومیک بدن، که از آن به نام سیستم حسی حرکتی یاد کرده است، نمی تواند جدا از یکدیگر باشد. تغییر در بخشی از یک سیستم به دلیل تمایل بدن به حفظ هموستاز، باعث بروز سازگاریها و واکنشهای جبرانی در ان سیستم عصبی گرفته تا سیستم عضلانی – اسکلتی، پایه و اساس مطالعه وضعیت بدنی در دیدگاه عملکردی است.

 

برگشت به بالا